خرید بک لینک

نخستین مطلبی که در این وبلاگ نوشتم در پایان و در پایینش آمده : «نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۸۵ساعت 8:37 » و امروز هم که درست یازده سال از آن روز می گذرد چرخ فلک چنان گردیده که باز دوم خرداد به سه شنبه افتاده است! اکنون به یاد آن روزها و همچنین در سالگرد بیست سالگی دوم خرداد هفتاد وشش و با گوشه چشمی به رویدادهای این روزها و انتخابات ریاست جمهوری و حال و هوای آن، که چیزی به آن روزها می ماند، بر آن شدم تا چند سطری در باب کاستی ها و زیانهای دموکراسی، این متاع نسبتا مدرن، بنویسم و آنچه را که در این ایام بوقلمون در سر می پرودم به زبان و بیان آورم تا با خود بگویم که پناه بردن از دیو خودکامگی به فرشته دموکراسی چندان هم ساده و بی دردسر نیست، چه اینکه این فرشته نجات بخش هم بی بهره از خصال دیوی نیست.

کوتاه سخن اینکه، افلاطون در سه کتاب مشهور خود : جمهور، مرد سیاسی و قوانین به اساسی ترین مسئله جوامع بشری یعنی حکومت و حاکمیت می پردازد و انواع حکومت را به سه دسته اصلی تقسیم می کند، یکی حکومت فردی دیگری حکومت گروهی و سوم حکومت عامه مردم. از نظر او اگر حکومت صالح باشد بهترین نوع آن حکومت فردی یا پادشاهی است و پس از آن حکومت گروهی از بهترینِ مردمان یا اشراف قوم است و سرانجام حکومت عامه مردم یا همان دموکراسی. اما اگر حکومت، فاسد باشد زیان حکومت فردی از همه بیشتر و زیان دموکراسی از همه کمتر است. به این ترتیب است که جهان امروز درواقع دموکراسی را از سر ناچاری پذیرفته است زیرا عملا آن دو نوع حکومت دیگر امکان پذیر نیست.

می خواهم بگویم وقتی که رای توده مردم، صرف نظر از پایه فکری و میزان خردمندی آنها حرف اول و آخر را در انتخاب حاکمان می زند، آنگاه افراد، گروهها و احزاب و سازمانهایی که هنر برانگیختن توده ها را دارند در جهت دادن فکر و خواست مردم موفق خواهند بود نه لزوما نخبگان و تحصیل کردگان و برگزیدگان جامعه.

از این رو باید گفت دموکراسی به معنی حاکم شدن سلیقه سطح متوسط و نازل جامعه بر کل جامعه است زیرا رهبران توده ها برای جلب آرا باید خود به نوعی دنباله رو توده ها باشند. با اینهمه به نظر می رسد در جهان امروز چاره ای جز دموکراسی و حاکمیت صندوق رای نداریم چرا که همواره این خطر هست که بخش کوچکی از همان سلایق نازل و منحط، خود را در جایگاه پادشاه دادگر یا اشراف اصیل بر جامعه تحمیل کنند که خسارت این وضع بسی بیشتر از کاستی های حاکمان عوام گرا اما نوبتی است.

و البته افلاطون این را هم می گوید که همیشه پس از دموکراسی، استبداد از راه می رسد.

برچسب: زیان,های,دموکراسی, نویسنده: کیارش صالح‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:35

صفحه بندی