خرید بک لینک
تصور کنید که در یک رویداد ورزشی بسیار مهم بین المللی یک مسابقه دو بگذارند به یادبود اشغال خرمشهر توسط عراقی ها! آیا هیچ ایرانی غیور و میهن دوستی حاضر است در این رویداد ورزشی شرکت کند؟ شاید شما از طرح چنین پرسشی که پاسخش بسیار بدیهی و روشن است تعجب کنید! اما اصلا تعجبی ندارد، زیرا چنین چیزی اتفاق افتاده و از قضا خود ما ایرانی ها هم با شور و شوق فراوان در این رویداد بزرگ شرکت می کنیم. حتما متوجه شده اید که منظورم از رویداد مهم همان مسابقات المپیک است و آن مسابقه شرم آور هم چیزی جز دوی ماراتون نیست که به یادبود شکست سپاه ایران از لشکر یونان (در زمانی که این دو کشور دو ابرقدرت بزرگ جهان آن روز بودند،) برگزار می شود. بگذریم از این که خود مسابقات المپیک یک رسم قدیمی در یونان باستان بوده که در اواخر قرن نوزدهم احیا شده و بصورت جهانی درآمده و بنابراین بکلی یک رسم بیگانه است، اما اگر هدف آن (آنطور که اعلام کرده اند) گسترش صلح و دوستی در میان کشورهای جهان بوده چرا باید یکی از مسابقات آن یادآور شکست یک ملت از ملتی دیگر باشد؟

و این برای من بسیار عجیب است که چرا تاکنون کسی از ایرانیان متعرض این نکته نشده و اگر هم شده باشد کسی به حرفش گوش نکرده! واقعا عجیب است. شاید بگویید مشکلات امروزمان آنقدر زیاد است که کسی وقت و حوصله نبش قبر دعواهای دو هزار و پانصد ساله را ندارد. در این صورت باید پرسید پس علت زنده بودن دعواهای هزار و چهارصد ساله چیست؟

خلاصه حرفم این است که ما شده ایم مثل آن صوفی از همه جا بی خبر که داستانش در مثنوی معنوی آمده : در حالی که صوفیان گرسنه خر صوفی بیچاره را یواشکی فروخته و خرج سور و ساتشان کرده بودند، آن بخت برگشته، همنوا با آنها و حتی پر شورتر از آنها در آن مجلس بزم، کف میزد و دم می داد که :

شادی آمد غصه از خاطر برفت

خر برفت و خر برفت و خر برفت!

برچسب: نویسنده: کیارش صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 7:43

صفحه بندی