در نوبت پیش مجالی برای ذکر چند نکته نماند. نخست این که به باور من ویل دورانت یک تنه کار یک فرهنگستان را کرد. این پژوهش و نگارش خستگی ناپذیر به ویژه پس از نوشتن جلدهای اولیه کتاب توام با بازدید از مکانها و مطالعه منابع بسیار بود. همه اینکارها علاوه بر همت و اراده قوی مستلزم پول بود. این پول را نه دولت به او داد و نه موسسات فرهنگی و دانشگاهها بلکه از محل فروش کتابها تامین می شد. مسلما اگر خوانندگان مشتاق و قانون کپی رایت نبود هرگز چنین اتفاقی نمی افتاد. از این نظر باید نظام سرمایه داری را تحسین کرد. توجه به این نکته باعث شد که ذهنیت من نسبت به امریکایی ها تا حدود زیادی تغییر کند.
دوم اینکه در باب خود کتاب باید گفت قلم شیوا و بیان عالی همراه با طنز ملیح و سازماندهی و ایجاز و گزیده گویی از ویژگی های اصلی این نوشته است که در تمام این یازده جلد حفظ می شود. ترجمه عالی و چاپ مرغوب هم مزید بر محاسن دیگر شده است. البته مترجمان مجلدات مختلف با هم فرق می کنند و درنتیجه کمی اختلاف سبک در ترجمه دیده می شود اما چندان چشمگیر نیست. بنظر من پاره ای از تعابیر و نحوه های بیان که در اصل کتاب بوده و به کوشش مترجمان با اسلوبی مناسب به زبان فارسی برگردانده شده کاملا در زبان فارسی تازگی دارد و باعث گسترش امکانات این زبان شده و می شود و از این نظر می تواند برای نویسندگان و روزنامه نگاران و حتی شاعران الگوهای در خور توجهی را عرضه نماید.
نکته سوم اینکه از جهت میزان اعتبار و ارزش محتوایی این اثر تحقیق نکرده ام ببینم که در محافل آکادمیک و نزد متخصصان تاریخ از چه پایه و ارزشی برخودار است چونکه ممکن است یک کتاب در میان عموم خوانندگان غیر متخصص از اقبال زیادی برخوردار باشد ولی اهل فن چندان برای آن ارزشی قایل نباشند. اما بطور کلی و با نظر به خود کتاب می توان مطمئن بود که منبع معتبری باید باشد (بیهوده سخن بدین درازی نبود.)
نکته چهارم این که حجم عمده این کتاب به تاریخ غرب اختصاص داده شده است. تو گویی نویسنده، تمدن را مساوی با تمدن غرب می دانسته و اگر هم مختصرا به تمدنهای دیگر پرداخته فقط به عنوان تمهید و مقدمه برای بررسی تاریخ تمدن غربی بوده است. از این نظر شاید ایرادی متوجه نویسنده نباشد چراکه اولا خودش یک انسان غربی است و هر انسانی پیش فرضها و پیش داوری ها و احیانا تعصبات خاص خود را دارد و ثانیا امروزه تمدن غالب تمدن غرب است که این تفوق را حتی در جنبه روایتگری تاریخ نیز بروز می دهد. البته ناگفته نماند که نویسنده هموار بی طرفی و رعایت انصاف را مد نظر داشته است.
و نکته آخر اینکه در سالهای دهه شصت هنگامی که قرار بود چاپ جدید و منقح ترجمه ویل دورانت توسط انتشارات انقلاب اسلامی (که بعدا با ادغام در یک انتشاراتی دیگر موسسه علمی فرهنگی نام گرفت) به بازار بیاید، حجت الاسلام خلخالی معروف که در آن موقع نماینده مجلس بود با شور و حرارت و عصبانیت زیاد در صحن مجلس با اینکار مخالفت کرد با این استدلال که این کتاب مروج فرهنگ غرب و سکولاریسم و چه و چه و چه است، اما کسی این مخالفت را جدی نگرفت و ویل دورانت به بازار آمد و در رگهای فرهنگ جامعه تزریق شد. به گمانم خلخالی خیلی خوب نکته را دریافته بود و مخالفتش بی وجه نبود چراکه اگراشتباه نکنم ماحصل این تاریخ ستایش از سکولاریسم و تجلیل از انسان مدرن است. با اینحال حتی برای خداباوران و سنتیان هم یکبار خواندش سودمندی خاص خود را دارد.
درباره شاهنامه هم حرفهایی داشتم که می ماند برای نوبتی دیگر.
برچسب:
نویسنده: کیارش صالحپور